تبليغاتX
دهکده
دهکده
قالب وبلاگ

[ دوشنبه 14 فروردین1391 ] [ 14 ] [ علی کرمیان ] [ ]

[ یکشنبه 13 فروردین1391 ] [ 15 ] [ علی کرمیان ] [ ]


[ شنبه 8 بهمن1390 ] [ 19 ] [ علی کرمیان ] [ ]

صبح روز کریسمس، آقا فرمودند خانة چند ارمنی اگر برویم خوب است.

((امروز با ورود شما به منزل‌مان، با این همه گرفتاری‌اي كه داريد، وقت گذاشتید و به خانة منِ كه هم‌كيش‌تان نيستم، تشریف آوردید. اُسقُف ما، کشیش محلة ما به خانة ما نیامده است، شما رهبر مسلمین‌ هستید. من فهمیدم علی(ع) که خانة یتیم‌هایش می‌رفت چه‌قدر بزرگ است.))

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 8 دی1390 ] [ 19 ] [ علی کرمیان ] [ ]
 
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)وقتی زمستان فرا می رسید به مردم مژده می دادند
 که این فصل, فصل بسیار با برکتی است
و می توان از شب های طولانی و روزهای کوتاهش
 بسیار استفاده کرد.
(( الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه
 و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه؛))
 زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى ‏اش براى شب زنده‏دارى
و از روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره میگيرد.)
(وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3)
 
[ سه شنبه 6 دی1390 ] [ 18 ] [ علی کرمیان ] [ ]

در راستای ساماندهی به حوزه های علمیه سراسر کشور شورای مدیریت حوزه علمیه قم تصمیم گرفت هر استان به طور جداگانه از یک شورای مدیریت استانی که تحت نظارت شورای مرکزی قم باشد استفاده کند حجت الاسلام والمسلمین شفیعی که به عنوان مدیر حوزه های علمیه استان کردستان معرفی شدند از زمان حضور خود در کردستان فعالیت های چشمگیری ارائه دادند که حوزه های علمیه کردستان از یک رکود علمی و اخلاقی چند ده ساله بیرون آمده است ایشان مهم ترین برنامه های مرکز مدیریت حوزه علمیه استان کردستان را افزایش سطح علمی و اخلاقی طلاب و فضلای استان می داند و در این راستا نیز برنامه های مختلفی را به مرحله اجرا رسانده اند از جمله

۱. ساخت اولین مدرسه علمیه در شهرستان سنندج

۲. تدریس سطح ۲ در حوزه علمیه بیجار با جذب اساتید مجرب از قم

۳. احداث مدارس سفیران هدایت در استان کردستان

۴. راه‌اندازی مدرسه علمیه 10 هزار متری در شهرستان بیجار

 حجت الاسلام والمسلمین شفیعی، توسعه فضاهای آموزشی در استان کردستان را از برنامه های اصلی این استان اعلام کرد و افزود: آیت الله مقتدایی، مدیر حوزه های علمیه کشور، توسعه فضاهای آموزشی و علمی در استان کردستان را یکی از اولویت های کاری حوزه ذکر کرده که این مساله بیانگر اهمیت فعالیت های حوزوی در این استان است و امیدواریم طرح هایی که به همین منظور در نظر گرفته شده به زودی به مرحله اجرا برسد.

 

[ شنبه 19 آذر1390 ] [ 18 ] [ علی کرمیان ] [ ]

[ شنبه 19 آذر1390 ] [ 17 ] [ علی کرمیان ] [ ]


بعضى خيال مى كنند اينكه افضل اعمال انتظار فرج است , به اين معناست كه انتظار داشته باشيم اما زمان عجل الله تعالى فرجه با عده اى كه خواص اصحابشان هستند يعنى 313 نفر و عده اى غير خواص ظهور كنند , بعد دشمنان اسلام را از روى زمين بردارند , امنيت و رفاه و آزادى كامل را بر قرار كنند , آنوقت به ما بگويند بفرمائيد ! ما انتظار چنين فرجى را داريم و مى گوئيم افضل اعمال هم انتظار فرج است ! ( يعنى بگير و ببند بده به دست من پهلوان ) . نه , انتظار فرج داشتن , يعنى .....


ادامه مطلب
[ شنبه 19 آذر1390 ] [ 17 ] [ علی کرمیان ] [ ]

یک روز  از بهشتت    #   دزدیده ایم یک سیب

عمری است در زمین ات  # هستیم تحت تعقیب

خوردیم در زمین ات #  این خاک تازه تاسیس

از پشت سر به شیطان # از روبرو به ابلیس

از سکر نامت ای دوست # با آن که مست بودیم

مارا ببخش یک عمر # شیطان پرست بودیم

حالا در این جهنم  # این سرزمین مرده

تاوان آن گناه و # آن سیب کرم خورده

باید میان این خاک # در کوه و دشت و جنگل

عمری ثواب کرد و # برگشت جای اول ...!

از جناب (سعید بیابانکی)

[ سه شنبه 25 مرداد1390 ] [ 18 ] [ علی کرمیان ] [ ]


در حالی که بنا بر یکی از مصوبات مجلس مبنی بر داشتن دست کم مدرک کارشناسی ارشد برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس، نزدیک بر پنجاه نفر از نمایندگان مجلس کنونی اجازه شرکت در انتخابات را نداشتند، با وجود این، مجلسیان با لطایف الحیلی این مشکل را از سر راه برداشتند تا همگی با هم بتوانند در انتخابات شرکت کنند.

یک دوره کامل در مجلس بابر است با یک پایه تحصیلی ، بنابرین استاد محمد علی مقنیان نماینده بیجار با سابقه حضور در اکثر دوره های مجلس و با احتساب مدرک پنجم ابتدایی که از قبل داشتند در حال حاضر از طرف نشریه تایم جزء ۱۰ دانشمند برتر مجامع علمی معرفی شدند !!

 

[ پنجشنبه 13 مرداد1390 ] [ 19 ] [ علی کرمیان ] [ ]

بعد امتحانات تصمیم گرفتم به جای نشستن در کنج خانه و تماشای دنیا از دریچه تنگ و تاریک  TV    کوله پشتی ام را ببندم و بروم سفر طبق معمول تعطیلات رفتم کردستان سرزمین آبا و اجدادی البته قبل از سفر رفتم بلیط رفت و برگشت مشهد را به مدت یک هفته گرفتم که خودم را ملزم کنم به رفتن

اولین کارم توی کردستان این شد که برو بچ را جمع کردم و رفتیم آذربایجان غربی شهرستان تکاب و تماشای تخت سلیمان که واقعا غافلگیر شدم انتظار چنین صحنه های زیبا و اعجاب انگیزی را نداشتم همیشه خیال می کنیم برای دیدن یک منظره زیبا یا یک اثر تاریخی باید چند صد کیلومتر برویم در حالی که اطراف خودمان در همین نزدیکی ها جاهای بسیار دیدنی وجود دارند که ما از آنها غافل بوده ایم

بعد هم توفیق اجباری شد که طی یک ماه گذشته دو سفر  رفتم به اطراف پایتخت خاطرات باقی سفر ها بماند برای بعد فعلا در این پست می خواهم از ناکجا آباد بنویسم  همیشه برایم سوال بود مهاجرین از دهکده در چه شرایطی زندگی می کنند چه شغل و درآمدی دارند که دهکده زیبا و خوش آب و هوا را رها می کنند و می روند؟ ناکجا آباد!! نمی دانم چقدر جمعیت دارد اما آن چه دیدم هرج و مرج بود و شلوغی خیابان ها که جمعیت توی هم می لولیدند مردم البته بیشتر خانم ها ظاهرا ظاهرشان شهری شده است و از فرهنگ بد شهری هر چه بوده گرفته اند و از فرهنگ اصیل خودشان تا می توانسته اند فراموش کرده اند . مردها این جا فقط کارگرند. مدیریت خانواده ها از دست مردها بیرون است کوچه ها پر است از بچه های قد و نیم قد، آزاد و رها بی صاحب و بی الگو !! خانم ها به طرز وحشیانه و البته ناشیانه ای آرایش می کنند به احتمال زیاد همین ها رتبه مصرف لوازم آرایشی ایران را در رده های اول تاسوم نگه داشته اند !!  پیرمردهایی در پیاده رو ها و جلوی مغازه ها غمگین نشسته اند و نارضایتی در چهره شان موج می زند طوری خیره به جوی آب نگاه می کردند که یقین دارم الان خودش را بیل به دست سر زمین کشاورزی اش تصور می کند و در حسرت روزهای از دست رفته اش که با تلاش نان زحمت خودش را می خورد خودش آقای خودش بود و خودش نوکر خود . در کل قبلا مردی بود برای خودش ! تربیت و ادب در حد صفر است کسی این جا فرصت نمی کند به این مسائل حتی فکر بکند . رشد ناگهانی و سرسام آور ساختمانها باعث  شده هیچ دار و درختی توی کوچه ها نباشد خانه ها معمولا ۳ یا ۴ طبقه هستند نوعی از زندگی اجتماعی که تا به حال  هیچ یک از مهاجرین تجربه اش را نداشته است به وجود آمده و این همزیستی فرهنگ ها و تقابل و تضادشان باهم و بی اطلاعی از نوع زندگی آپارتمان نشینی نوعی بی مبالاتی و بی غیرتی را به همراه داشته است . ارتباطات در حد سخیفی در همه جا دیده می شود جالب است که خودشان هم این مسائل را می دانند و تقریبا همه اهالی از وضع موجود گله دارند اما کاری هم از دستشان بر نمی آید نه راه برگشتی هست نه جای ماندن. در هر کوچه به احتمال زیاد بنا بر رقابت های قومیتی ۲ الی ۳ مسجد هر چند کوچک دیده می شود که از نظر ساختار و معماری فرقی با خانه های دیگر نداشتند و این نشان می دهد بعدا به فکر مسجد افتاده اند یا شاید نیاز شان به مسجد مجبورشان کرده اهالی محله یکی از خانه ها را بخرند و تبدیل اش کنند به مسجد . مساجد معمولا درشان قفل است و حتی اذان هم پخش نمی کنند و این شاید که نه یقینا از نبود و کمبود روحانی خبر می دهد !! غروب رفتیم بازار. پنج شنبه بازاری بود شبیه بازار بغداد !! از این بازارهای خود جوش که دو  سه دست فروش بساط  پهن می کنند و ناگهان می شود بازار بین المللی ...داخل بازار عده ای از هم دهاتی هایم را دیدم که از دیدن من معلوم بود خجالت می کشند فرصت خوبی بود تا شغل شریف شان را ببینم  یکی از جوانها با آن هیکل کاری و عزت و افتخارش ذرت بوداده می کرد و می ریخت توی کیسه فریزر و بسته ای ۵۰۰ تومان می داد دست ملت ! لوازم کارش ۲ تا الک سیمی بود یک پیک نیک و مقداری ذرت . یکی دیگر روی یک تخت پارچه ای پهن کرده بود اسباب بازی می فروخت جنس ها خیلی بنجل بودند. چند نفری هم با وانت ضایعات جمع آوری می کردند ضایعات اینجا برای خیلی ها حکم کیمیا را داردمساله عادی است که جوانی وسط کوچه زباله ها را زیر و رو می کند! توی خیابان هم تا چشم کار می کند وانت است جمع آوری ضایعات به کمترین تخصصی نیاز ندارد . شب که می شود توی کوچه و خیابان انگار با وانت فرش شده باشد کسی ماشین اش را داخل پارکینگ نمی گذارد پارکینگ ها کارایی دیگری دارند یا پر است از ضایعات یا تبدیل شده به یک واحد تولیدی صنعتی!!و شنیدم (ندیدم!)که چند نفری هم که صدای خوشی دارند با یک میکروفن و اکو همراه دوره می افتند توی محله ها و روضه می خوانند و درآمدی دارند برای خودشان و هنوز نانوایی هنوز شریف ترین و محبوب ترین شغل اهالی دهکده است. به قول سهراب و هنوز نان گندم خوب است!!

از نظر فرهنگی محیط شدیدا مستعد فرهنگ سازی است حتی مستعد تر از کشورهای آفریقایی! جوانان به شدت نیازمند الگو هستند الگوهای معاصر که در میان مردم باشد الگویی که با آنها زندگی کند راه را نشان دهد برنامه داشته باشد و فرهنگ سازی کند

[ پنجشنبه 6 مرداد1390 ] [ 20 ] [ علی کرمیان ] [ ]


حضرت عیسی (ع) به شبانی رسید و فرمود:
 ای مرد! تو عمر خود را به چوپانی صرف کردی، اگر در تحصیل علم می کوشیدی بهتر نبود؟
عرض کرد: یا نبی الله من شش مسئله یاد گرفتم که به آن ها عمل می کنم.
اول : آنکه تا حلال هست حرام نمی خورم و هرگز حلال کم نشود که احتیاج به حرام خوردن باشد.
دوم : آنکه تا راست هست دروغ نمیگویم و هرگز راست کم نشود که احتیاج به دروغ باشد.
سوم : آنکه تا عیب خود را می بینم به عیب دیگران مشغول نمی شوم و هنوز از اصلاح عیوب خود فارغ نشده ام که به عیب دیگران بپردازم.
چهارم : آنکه تا ابلیس را مرده نبینم از وسوسه ی او ایمن نباشم و هنوز شیطان نمرده است.
پنجم : تا خزانه ی خدا را خالی نبینم به گنج و خزانه مخلوق طمع ندارم و هنوز گنج و خزانه ی خدا کم نشده است.
ششم : تا هر دو پای خود را در بهشت نبینم از عذاب  خدای تعالی ایمن نباشم و هنوز خود را در بهشت ندیدم تا از عذاب وی آسوده باشم.
حضرت عیسی (ع) فرمود: علم اولین و آخرین این است  که تو خوانده و یاد گرفتی.
مردان علم در میدان عمل/لطایف و ظرایف ص ۴۷۹

[ یکشنبه 22 خرداد1390 ] [ 18 ] [ علی کرمیان ] [ ]

مدیران کردستان مستعد ترین مدیران برای استعفا هستند مخصوصا قشر چیزش ...
از بس که هلاک ریاست اند این قوم
 همین چند وقت پیش یکی از مدیرانی که به قول خودش کردستان را تحویل گرفت در جلسه معارفه اش نیامده از استعفای اجباری و توطئه و طومار صحبت کرد
البته حق داشت بنده خدا مستقر نشده پروژه براندازی اش کلید خورده
 هر چند در این وانفسای تغییر و تحول بیدی است در بیدزار بیجار که بر خلاف قاعده به هیچ بادی نمی لرزد و تقریبا دو دهه از عمر مبارک اش را مدیریت کرده!
و کم کم دارد صاحب قران می شود عین هو ناصرالدین شاه قاجار
معرفی نمی کنم اما اسم اش صاحب داشت حالا بی صاحب شده ! اداره اش هم روبروی اداره ...
تنها امیدمان به این انقلاب های منطقه است

 

[ پنجشنبه 19 خرداد1390 ] [ 21 ] [ علی کرمیان ] [ ]

مدتی است بحث پیرامون فراماسونری داغ داغ است

تقریبا از شخصیت ها و بزرگان کسی نمانده که به ماسون ها نسبت اش ندهند

حتی زمزمه هایی در مورد معمار کبیر انقلاب و ... اینکه ماسون ها ...

آدم حتی به بابای خودش هم شک می کند!

این دفعه سومی است که توی بانک شماره نوبت  ۶۶۶ به من می افتد

تازه چند روز پیش امتهان شفاهی افتادم اتاق شماره ۱۳

دیشب هم خواب شاقول و گونیا پرگار می دیدم!!

نکند من هم ماسون ام ؟!!

[ پنجشنبه 19 خرداد1390 ] [ 20 ] [ علی کرمیان ] [ ]

خدایا ، حکمت قدم هایی را که برایم بر میداری بر من آشکار کن

تا درهایی را که بسویم می گشایی ، ندانسته نبندم

و درهایی که به رویم می بندی ، به اصرار نگشایم . . .

[ پنجشنبه 19 خرداد1390 ] [ 18 ] [ علی کرمیان ] [ ]

در این فصل از سال ماندن در قم انصافا جهاد است !

گرما بی داد می کند حتی غروب که طبیعتا باید خنک باشد اما

انگار یک سشوار را گرفته باشند توی صورتت!

این جمله را جایی ندیده ام اما شنیده ام امام (ره) می فرمودند:

فقط دو گروه از طلبه ها تابستان در قم می مانند

یا پول ندارد برود یا دیوانه است !

کمی عقل گیرم بیاید نمی مانم!!

[ سه شنبه 17 خرداد1390 ] [ 21 ] [ علی کرمیان ] [ ]

 

 دیروز در یک تصادف خیلی کوچک یکی از اعضای حیاتی بشریت را
از دست دادم !! با موتور زدم به یک پراید و گوشی موبایل از دستم افتاد
و عدل!! رفت زیر چرخ ماشین و تقریبا چیزی ازش نماند !
هر چه شماره داشتم پرید بالکل ارتباط ام با دنیا و ما فیها قطع شده !!
قبل از اینکه تلفن همراه بخرم یک وسیله ای داشتم به نام دفترچه تلفن !!
نمی دانم کجا رهایش کرده ام ؟!


 

[ دوشنبه 9 خرداد1390 ] [ 16 ] [ علی کرمیان ] [ ]

ولي فقيه به زن مردم چه كار دارد؟

یادداشتی از محمدرضا زائری

چند روز پيش يكي از دوستان در فيسبوك از من پرسيد: آيا شما ولايت فقيه را قبول داري ؟ نمی‌دانم انتظارش چه بود ولي من پاسخ دادم: آري و مطلقه‌اش را و گفت چرا ؟ گفتم بگذار مفصل بنويسم، و در همين حال و روز بوديم كه ماجراي وزير اطلاعات پيش آمد و آزمون ولايت پذيري مدعيان و سخنراني‌ها و اظهارنظرهاي برخي بزرگواران از جمله امام جمعه موقت تهران كه از دوست داشتنی‌ترین روحانيان تهران است ولي مثل بقيه روحانيان به ادبيات داخل صنفي و حوزوي سخن می‌گوید و تعبيري كه به همين سياق براي تبيين ميزان نفوذ حکم ولي فقيه و حاكم شرع به كار برده كه ولي فقيه می‌تواند بگويد زنت بر تو حرام است.

در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 5 خرداد1390 ] [ 17 ] [ علی کرمیان ] [ ]

امیرالمومنین (ع) می فرمایند

 «الجاهل اما مفرط او مفرّط»

انسان جاهل یا زیاده روی می كند ویا كوتاهی!

[ چهارشنبه 28 اردیبهشت1390 ] [ 18 ] [ علی کرمیان ] [ ]

 

 

 

[ دوشنبه 12 اردیبهشت1390 ] [ 18 ] [ علی کرمیان ] [ ]

ايشان يك تكه كاغذ روزنامه در آورد.

عكس يك دختر بود كه زيرش نوشته بود

 «اجمل بنات عصرها» (زيباترين دختر روزگار)

 گفت: آقايان من درباره اين عكس از شما سوالي مي‌كنم!!

در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 7 اردیبهشت1390 ] [ 14 ] [ علی کرمیان ] [ ]

شیطان به اندازه ی ارزش نعمت ها؛ در آن وسوسه دارد و تو

میتوانی درهر کاری از مقدار وسوسه ی شیطان، ارزش و اهمیت

آن را حدس بزنی

[ پنجشنبه 25 فروردین1390 ] [ 12 ] [ علی کرمیان ] [ ]

 

 در راستای ترویج فرهنگ کتاب و کتاب خوانی نمایشگاه کتابی

 در ایام عید نوروز در روستای توپ آغاج برگزار خواهد شد

در همین راستا نظرات ، انتقادات و پیشنهادات خود را از ما دریغ نفرمایید 

( کتابهای ناب و پر فروش !! ازشعر و رمان و داستان گرفته تا رساله عملیه و ...) 

[ یکشنبه 22 اسفند1389 ] [ 20 ] [ علی کرمیان ] [ ]


بخشهایی از کتاب مطلع عشق: گزیده‏ای از
رهنمودهای مقام معظم رهبری به زوجهای جوان

این کتاب در نمایشگاه کتاب توپ آغاج عرضه خواهد شد

مختصات خانواده خوب
خانواده خوب یعنی ، زن و شوهری كه با هم مهربان باشند ، با وفا و صمیمی باشند و به یكدیگر محبت و عشق بورزند رعایت همدیگر را بكنند ، مصالح همدیگر را گرامی و مهم بداند این در درجه اول.بعد ،


ادامه مطلب
[ یکشنبه 22 اسفند1389 ] [ 19 ] [ علی کرمیان ] [ ]

بیانات امام خامنه ای در مورد کتاب "خاك‌هاى نرم كوشك"

 الان چند سالى است كه كتاب‌هایى درباره‌ى سرداران و فرماندهان جنگ باب شده و مى‌نویسند و بنده هم مشترى این كتاب‌هایم و مى‌خوانم. با این‌كه بعضى از این‌ها را من خودم از نزدیك مى‌شناختم و آنچه را هم كه نوشته، روایت‌هاى صادقانه است- این هم حالا آدم مى‌تواند كم و بیش تشخیص دهد كه كدام مبالغه‌آمیز است و كدام صادقانه است- بسیار تكان‌دهنده است. آدم مى‌بیند این شخصیت‌هاى برجسته، حتى در لباس یك كارگر به میدان جنگ آمده‌اند؛ این اوستا عبدالحسین بُرُونسى، یك جوان مشهدى بنّا كه قبل از انقلاب یك بنا بود و با بنده هم مرتبط بود، شرح حالش را نوشته‌اند و من توصیه مى‌كنم و واقعاً دوست مى‌دارم شماها بخوانید. من مى‌ترسم این كتاب‌ها اصلاً دست شماها نرسد. اسم این کتاب"خاك‌هاى نرم كوشك" است؛ قشنگ هم نوشته شده. ایشان اول جنگ وارد میدان نبرد شده بود و بنده هم هیچ خبرى نداشتم. بعد از شهادتش، بعضى از دوستان ما كه به مجموعه‌هاى دانشگاهى و بسیج رفته بودند و با این جوان بى‌سواد- بى‌سواد به معناى مصطلح؛ البته سه، چهار سالى درس طلبگى خوانده بوده، مختصرى هم مقدمات و ابتدایى و این‌ها را هم خوانده بوده- صحبت كرده بودند، مى‌گفتند آن‌چنان براى این‌ها صحبت مى‌كرده و حرف مى‌زده كه دل‌هاى همه‌ى این‌ها را در مشت مى‌گرفته. به‌‌خاطر همین كه گفتم؛ یك معرفت درونى را، یك ادراك را، یك احساس صادقانه را و یك فهم از عالم وجود را منعكس مى‌كرده؛ بعد هم بعد از شجاعت‌هاى بسیار و حضور در میدان‌هاى دشوار، به شهادت مى‌رسد؛ كه حالا كارى به جزئیات آن ندارم. این زیبایی‌هایى كه آدم در زندگى یك چنین آدمى یا شهید همت و شهید خرازى مى‌تواند پیدا كند و یا این‌هایى كه حالا هستند، نظیرش را شما كجا مى‌توانید پیدا كنید؟ كجا مى‌شود پیدا كرد؟

  

[ چهارشنبه 18 اسفند1389 ] [ 19 ] [ علی کرمیان ] [ ]

 بیانات مقام معظم رهبری در ارتباط با اهمیت کتاب و کتابخوانی
ارتباط مردم با كتاب، باید بیش از این باشد. من مى‏بینم كه متأسفانه كتاب در جامعه ما، آن مقدار كه شأن این جامعه اقتضا مى‏كند، رواج ندارد.
 اگر ما یك جامعه بى‏فرهنگ و تاریخ بودیم؛ جامعه‏اى بودیم كه گذشته و كسان فرهنگىِ با معرفت و برجسته‏اى ندارد؛ انسانهاى بااستعداد و فهیم و داراى بینش و طرز فكر بالا ندارد (مثل بعضى از جوامع گوناگونى كه در گوشه و كنار دنیا هستند) بى‏رغبتى به كتاب قابل توجیه بود؛ امّا در جامعه ما با این همه انسانهاى فرهنگى، برجسته، والا، اساتید، مؤلّفین، آشنایان با كتاب، شعرا، نویسندگان، علماى بزرگ، دانشگاهیان برجسته و عناصر فرهنگى و عالِم، چرا باید اُنس با كتاب این‏طور باشد؟! سابقه فرهنگى و تاریخى ما خیلى زیاد است. جامعه ما اساساً جامعه‏اى پخته و بالغ شده است؛ یك جامعه ابتدایى و بدوى نیست. مردم ما باید بیش از این با كتاب آشنا باشند.
منزل خودِ من، همه افراد، بدون استثنا، هرشب در حال مطالعه خوابشان مى‏برد.
 خود من هم همین‏طورم.

نه این‏كه حالا وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه مى‏كنم؛ تا خوابم مى‏آید، كتاب را مى‏گذارم و مى‏خوابم. همه افراد خانه ما، وقتى مى‏خواهند بخوابند حتماً یك كتاب كنار دستشان است. من فكر مى‏كنم كه همه خانواده‏هاى ایرانى باید این‏گونه باشند. توقّع من، این است.
باید پدرها و مادرها، بچه‏ها را از اوّل با كتاب محشور و مأنوس كنند. حتّى بچه‏هاى كوچك باید با كتاب اُنس پیدا كنند. باید خریدِ كتاب، یكى از مخارج اصلى خانواده محسوب شود. مردم باید بیش از خریدن بعضى از وسایل تزییناتى و تجمّلاتى - مثل این لوسترها، میزهاى گوناگون، مبلهاى مختلف و پرده و... -، به كتاب اهمیّت بدهند. اوّل كتاب را مثل نان و خوراكى و وسایل معیشتى لازم بخرند؛ بعد كه این تأمین شد به زواید بپردازند.
 خلاصه، باید با كتاب اُنس پیدا كنند.
در غیر این صورت، جامعه ایرانى به هدف و آرزویى كه دارد - كه حقّ او هم هست - نخواهد رسید.
متأسفانه كتابخوانى، جز در بین یك عده از اهل علم و اهل تحصیل و كسانى كه به طور قهرى با كتاب سر و كار دارند، یك كار رایج و روزمره به حساب نمى‏آید؛ در حالى كه كتابخوانى باید مثل خوردن و خوابیدن و سایر كارهاى روزانه، در زندگى مردم وارد بشود.
چرا ما وقتى كه یك كتاب خوب را نگاه مى‏كنیم، مى‏بینیم كه مثلاً ده هزار نسخه از آن چاپ شده است؛ بعد اگر خیلى استقبال شده باشد، به چاپ دوم و سوم مى‏رسد و مجموعاً چهل، پنجاه هزار نسخه در ظرف چند سال چاپ مى‏شود؟ در حالى كه كشور ما با بیش از پنجاه میلیون نفوس - كه اگر بچه‏ها و بى‏سوادان را از اینها خارج كنیم - شاید بیش از بیست میلیون نفر هستند كه مى‏توانند از كتاب استفاده كنند. چرا باید پنج هزار، ده هزار و حداكثر پنجاه هزار نسخه كتاب چاپ بشود؟ اصلاً یعنى چه؟ معلوم مى‏شود كه در بین مردم ما، كتابخوانى رایج نیست. این، خیلى تأسف‏آور است.
من مى‏گویم بایستى جوانان، پیران، مردان، زنان، شهری ها، روستایی ها و هر كسى كه با كتاب مى‏تواند ارتباط برقرار كند، باید كتاب را در جیبش داشته باشد
 و تا یك‏جا بى‏كار نشست - مثل اتوبوس، تاكسى، مطب پزشك، اداره، درِ دكان وقتى كه مشترى نیست، در خانه به هنگام اوقات فراغت - كتاب را دربیاورد و بخواند.

[ دوشنبه 16 اسفند1389 ] [ 13 ] [ علی کرمیان ] [ ]

 

هر سال با دیدن این اطلاعیه افسوس عمر هدر رفته خودم در حوزه بیجار را می خورم
با خودم می گویم کاش آن موقع یک کسی راهنمایی ام می کرد
لازم نبود کاری برایم انجام دهد فقط کمی اطلاعات در مورد حوزه می داد بس بود
و من سه سال از بهترین و مستعدترین ایام عمرم را نمی دادم دست یک عده بی سواد
 که گنده ترین شان علی خورشید (مدیر ) بعد از ۲۰ و چند سال تحصیل و تدریس در حوزه هنوز پایه هفت اش را تمام نکرده است البته اساتیدش بومی هستند و کشاورزی می کنند در حد لالیگا !! جدیدا هم مدیریت محترم زده است تو کار مرغ و گوسفند! و با این اوضاع و احوال معلوم است شاگرداش چه شلم شوربایی خواهند شد. داوطلبین گرامی، سربازان امام زمان، کمی جرأت بد نیست بهانه تراشی نکنید شاید نزدیکی حوزه بیجار به دهکده از نظر شما یک مزیت باشد اما از نظر بزرگان بزرگترین آفت برای تحصیل علم است به یاد داشته باشید علم در شریطی و با سختی به دست می آید و یکی تحصیل علم در غربت است !
به حوزه ای به جز بیجار فکر کنید شما می توانید !  الحمدلله مدرسه علمیه خوب کم نداریم
چشم بسته راه تان را انتخاب نکنید کمی تحقیق سرنوشت شما را عوض می کند!

یادم می آید در یکی از شماره های نشریه دهکده حوزه بیجار را به (کشتارگاه علمی و اخلاقی طلاب) تعبیر کردم می خواهم بگویم نظرم عوض نشده فقط به جای کشتارگاه می توانید از کلمه سلاخ خانه استفاده کنید !! 

برای ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید

[ یکشنبه 8 اسفند1389 ] [ 18 ] [ علی کرمیان ] [ ]

چند وقتی است که دل و دماغ نوشتن در مورد دهکده را ندارم
 صرفا برای اینکه وب تعطیل نشود چیزکی می نویسم !
 و دلیل اش نه اینکه خسته شده باشم و یا نا امید.
 نه اینکه وقت نمی کنم اصلا بحث این حرف ها نیست حتی
دسترسی نداشتن ام به رایانه و اینترنت را بهانه نمی کنم
از شما می پرسم از شما مخاطبین بی هویت !
با چه دلخوشی بنویسم؟
 برای چه کسی بنویسم ؟
شما خودتان قضاوت کنید چند نفر مخاطب با هویت داریم که با صراحت و
شجاعت به دور از محافظه کاری بیاید نظرش را بنویسد مخاطبی که از
افشای نامش نهراسد! و افتخار کند به نظری که می دهد و بایستد
پای حرف اش و نان به نرخ روز نخورد و مشخص کند موضع اش را !!
برای چه کسی بنویسم ؟!
این ها تیتر مطالبی است که اخیرا نوشته ام اما در پست موقت ذخیره
کرده ام چرا که مخاطبی نمی بینم که بفهمد ارزش این حرف ها را
برای کدام مخاطب بنویسم ؟!
توپ آغاجیان هاتن !! (ثبت موقت)
خاطراتی از راهپیمایی مردم توپ آغاج در بیجار(بهمن ۵۷)
«هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» (ثبت موقت)
رابطه علم و مدرک!
هیاهو برای هیچ (ثبت موقت)
تحلیل یک خبر
نهضت های بی رهبر ! (ثبت موقت)
مقایسه کارتر و اوباما در خصوص انقلاب‌های ایران و مصر (ثبت موقت)
تحلیل یک خبر و چند نظر ... (ثبت موقت)
چگونه یك حدیث، اینشتین را شگفت‌زده كرد؟ (ثبت موقت)
در خدمت و خیانت یک روحانی نما (ثبت موقت)
نقش روحانیت در روستای توپ آغاج

[ دوشنبه 25 بهمن1389 ] [ 16 ] [ علی کرمیان ] [ ]

 

[ یکشنبه 3 بهمن1389 ] [ 18 ] [ علی کرمیان ] [ ]

در روايتی از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ نقل شده :
هنگامي كه خداوند خواست ابراهيم را قبض روح كند،عزرائيل را نزد او فرستاد،
 عزرائيل نزد ابراهيم آمد و سلام كرد، ابراهيم جواب سلام او را داد و پرسيد:
«آيا براي قبض روح آمده‎اي يا براي احوالپرسي؟»
عزرائيل: براي قبض روح آمده‎ام.
ابراهيم: آيا دوستي را ديده‎اي كه دوستش را بميراند؟
عزرائيل بازگشت و به خدا عرض كرد، ابراهيم چنين مي‎گويد،
خداوند به او وحي نمود به ابراهيم بگو:
«هَلْ رَأيتَ حَبِيباً يكْرَهُ لِقاءَ حَبِيبِهِ، اِنَّ الْحَبِيبَ يحِبُّ لِقاءَ حَبِيبِهِ؛
آيا دوستي را ديده‎اي كه از ديدار دوستش بي‎علاقه باشد،
همانا دوست، به ديدار دوستش علاقمند است».
امالي صدوق، ص 270؛

[ جمعه 1 بهمن1389 ] [ 19 ] [ علی کرمیان ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

@ دهکده @
@ این وبلاگ در حقیقت نشریه الکترونیکی ماه نامه " دهكده "مي باشد كه هر ماه در روستاي توپ آغاج چاپ و منتشر می شود (می شد!!)
@ روستای توپ آغاج حدودا در سی و چند کیلومتری شهرستان بیجار واقع شده و یکی از بزرگترین روستاهای شهرستان بیجار می باشد با جمعیتی بالغ بر 4000 نفر .
@ عوامل بسیاری دست به دست داده اند تا روستای توپ آغاج یک دهکده خاص باشد.مثل شیعه بودن همه اهالی روستا در یک استان سنی مثل ترک بودن تمام اهالی در یک استان کرد و...
@ قرار نیست همه مطالب این وب مستقیما به دهکده توپ آغاج ارتباط داشته باشد! اگر مطلب به درد بخوری به دستم برسد تو وبلاگ می نویسم .
@ و قرار نیست تمامی مطالب وب در نشریه دهکده منعکس بشود بالأخره تو وبلاگ یه کم دستمون بازتره !!
@ همچنین تمامی مطالب نشریه دهکده در وب منعکس نمی شود .
@ یکی از جالب ترین قسمت های این وبلاگ نظرات آن می باشد. پیشنهاد می کنم حتما سری بزنید!
@ وب های دوستانی که لینک کرده ام لزوما مورد تأیید بنده نیستند . می تواند افکار شخصی دوستان باشد .
@ هركی خوابه خوش به حالش ، ما به بیداری دچاریم !

اگر يادتان ماند و باران گرفت
دعايي به حال بيابان كنيد
لینک دوستان
لینک های مفید




امکانات وب